المحقق الأردبيلي
124
اصول دين ( فارسى )
و همچنين عمّار را زد به واسطهء آنكه با او بىادبى كرد و نقل مىكنند كه نزد او مىرفت و سخنان درشت به او مىگفت . و ابو ذر را نيز جهت همين زد ؛ چه معلوم او شد كه چون روز جمعه ، او از خطبه فارغ مىشود ، ايشان تعريف شيخين مىكنند و كنايت به عثمان مىگويند كه : ديديد بعد از ايشان چهها پيدا شد ؛ عمارتهاى بلند ساختند و جامههاى نازك پوشيدند و اسبها سوار شدند و چيزهاى خوب خوردند ! و هرگاه عثمان را مىديدند اين آيه مىخواندند كه : يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ « 1 » الآية . پس عثمان او را به تازيانه زد بهواسطهء ادب كردن و گفت : اينها مكن يا از اينجا بيرون رو ! پس او رفت به « ربذه » و آنجا مرد « 2 » . و عاقل بعد از آنكه در اين كلام تأمّل مىكند ، مىداند كه آن جماعت ، تا در او قباحتهاى عظيم نمىيافتند بلكه تا نمىديدند كه از حد به در مىبرد ، اينها نمىكردند و نمىگفتند و لهذا به ديگران نكردند و ابو ذر بىآنكه از او سببى صادر شده باشد آيه را بر او نمىخواند . حاصل ، اين جواب دلالت برطعن و نقص بيش از اصل مىكند نزد عاقل . نعوذ باللّه از كسى كه عمار و ابو ذر به او كنايه مىگفته باشند و او را محل آيهء مذكور مىدانسته باشند .
--> ( 1 ) . سوره توبه ( 9 ) : 35 . ( 2 ) . شرح تجريد قوشچى ، ص 484 . و ر ك : بزم آورد ، مقالهء « ابوذر الغفارى » ، ص 144 - 149 .